عزيز دولت آبادى
562
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
استاد مستعلى زرگر ساخته شده به خط نستعليق وى زينت يافته است در سال 1017 به امر شاه به اتفاق شيخ بهايى و ملا جلال منجم براى تجديد بناى رصدخانهء مراغه اقدام كرد و در 1020 شاه خانههاى او را به مبلغ سيصد تومان خريد و براى بناى مسجد جامع تخصيص داد و استاد بديع الزمان تونى طرح و بناى آن را عهدهدار شد و كتيبهء آن را « على رضا » نگاشت كه اكنون به مسجد شاه معروف است از على رضا كتيبههاى متعدد در اصفهان و قزوين باقى مانده و چنانكه از آثار وى برمىآيد تا سال 1025 در قيد حيات بوده است و ازاينپس نامى از او نيست و پايان عمرش نامعلوم مىباشد . صاحب عرفات گويد « على رضا » و « خوشنويس عهد » به عدد باهم موافقند و هر دو 1111 مىشوند وى را مير على ثانى مىخواندند على اى حال على رضا وقتى كه ملازم شاهعباس شد خود را به شاه منسوب كرده « عباسى » خواند . سپس « شاهنواز » را لقب خود ساخت از على رضا دو پسر فاضل ماند نخست بديع الزمان نام داشت كه در خط نستعليق استاد بود دوم محمد رضا كه نسخ را نيكو مىنوشت » ( گلستان هنر ، حاشيهء ، ص 125 - 126 ) . بعضى از خاورشناسان و محققان اروپايى از آن جمله زاره و پروفسور يوگن ميتووخ و مؤلف پيدايش خط و خطاطان او را با آقا رضاى عباسى مذهب و نقاش يكى دانسته و در نتيجه على رضاى تبريزى را خطاط و مذهب و نقاش معرفى كردهاند . سهيلى خوانسارى در مجلهء ارمغان به منشاء اين اشتباه چنين اشاره كرده است : « پس از آنكه على رضا پاى در دايرهء خطاطى نهاد برحسب قابليت علم شهرت برافراشت . به مقتضى زيركى به قول تقى الدّين اوحدى صاحب عرفات منصب كتابدارى را جبرا و قهرا از دست صادقى بيگ افشار نقاش و شاعر معروف درآورد و . . . خود را مقرب دربار نمود و براثر كتابدارى بيشازپيش مورد نظر شاه واقع گرديد . وى رويهء خاصى در كتابدارى اتخاذ نمود و معمول ساخت . مجالسى كه در كارخانهء نقاشى به اهتمام مصوران تصوير مىشد و داخل كتابخانه مىگرديد تاريخ اتمام آن را در ذيل يا حاشيهء تصوير مىنوشت و بهجاى آنكه بنويسد : « كتبه على رضا » مىنوشت : « رقم على رضا » چنانكه در بعضى از تصاوير به خوبى اين موضوع محسوس است . بالنتيجه اين روش كج وى مشكلى در تاريخ نقاشى ايجاد كرد و اكنون تمام او را نقاش زبردستى